ارتباط با من پيوندها بايگاني صفحه اصلي

وقتی دل نوشته هايت سفره ميشود
 

مطلب چند وقت پيشم با عنوان " گیلانی ها در افغانستان و پاکستان " در شماره ی 1358هفته نامه کایر (ويژه ی شرق گيلان ) درروز شنبه 25 آبان ماه چاپ شد . من همواره نگران درج مطالبم در روزنامه ها و نشريات کاغذی هستم و از اين بابت نه خیلی ولی به ميزانی حس بد ميگيرم و اين شايد بدين دليل است که بايد پاسخگوی طيفهای وسيعی از جامعه باشی که هر کدام از ظن خود به آن مينگرند و آن را ميفهمند . آن وقت تو بايد در قامت يک نويسنده يا محقق در مقام جواب برائی که من حداقل وقت اين کار را ندارم . من برای دلم مينويسم و آنگاه با چاپ دل نوشته ات سفره ميشود برای همه .عکس بزرگ من هم در ميان متن چاپ شده ، به قول جوانها، بسيار تابلوست و از اصول روزنامه نگاری حرفه ائی بدور .

باری به هر جهت چاپ اين نوشته ميتواند عکس العملهای متفاوتی را با خود به همراه داشته باشد . مثلاً تاريخ دانان و تاريخ خوانان ممکن است به اعداد سالها و پيوست تاريخی مطلب انتقاد کنند - اهالی فقه و روحانيان و مذهبيون به شيعه بودن عبدالقادرو صوفيان يا حتی سيد يوسف رضا و پير اسحق و... هر چند که من در اين باره به وضوح ابراز عقيده نکرده ام و البته بسياری هم نميدانند که صوفيان بلاخره به شيعه نزديک ترند یا به اهل سنت و ... ،  اما من به جهت توضيح بايد گفته باشم که من نه تاريخ مينويسم و نه آنچنان تاريخ خوانم ونه آنچنان محقق در امور مذهبی . همه ی آن نوشته ها به واقع دل نوشته هائی بودند برای شناخت هويت مان . برای شناخت بزرگی بزرگانمان در تاريخ ايران و منطقه . برای اينکه به گيلانی امروز اکثراً خود کم بين بنمايانم که اجداد ما بزرگی ميکردند در اين سرزمين  و ما نيز ميتوانيم اگر بخواهیم . و سرانجام اينکه هر گيلانی ایرانی ، بعد از اين ، در هربار گوش کردن به اخبار گيلانی های پاکستان و افغانستان ، آن را فرصتی برای تحقيق بيشتر اين  موضوع و خوشحال خواهم شد اگر بدهد به من تا با نامشان بگذارم اين گذرگاه 


:: "November 17, 2008" :: م.پ.جاوید نظر (0)
   
افسوس مان باد که مهربان نيز رفت
 

ابراهيم مهربان پرافتخارترين قهرمان ملی ورزش لاهيجانيها که چند سالی در سمت رياست ورزش لاهيجان منشأ خدمات بسياری شده بود در ادامه ی بی مهری های اخیر از لاهيجان رفت تا او نيز به مانند همه ی نخبه گان و بزرگان و ارزشمندان ، تنها و تنها در خدمت پايتخت نشينان پرادعای اين کشور باشد .به قرار اطلاع او رئيس ورزش شهرداری منطقه ی 3 تهران شده است والبته  اين از نظر شخصی کاملاً به نفع اوست.

مهربان فرزند با اصالت ديار گيلان و لاهيجان است و با شناخت بيشتری که از او پيدا کرده ام در چند ساله ی اخير ، مطمئنم که هميشه دل به اينجا خواهد داشت ،همچنانی که بسياری از  موفقيتهای دوره رياستش را با استفاده از نام و اعتبار ملی اش برای اين شهر به هديه آورد ولی بی تعارف رفتن (یا فرستادن اجباری ) مهربان از اين شهر محصول  بی تبيری ماست . محصول بی خيالي  لاهيجانيها - محصول اين جمله ی معروف که " ايسا بو چی بوده " . محصول آنها که به جای برنامه ريزی برای حل مشکلات و موفقيت گام به گام دنبال معجزه اند . محصول آنها که با مغز کوچکشان برای رسيدن به شهرت وبزرگ کردن نام و به نام اصول، درجنگ حذف بزرگ مرد اين ديار پيروز شدند . اما واقعيت اکنون اين است که  مهربان لاهيجانی در فضای بی خيالی لاهيجانی ها از شهرمان رفته است . تا کی بايد بی خيال باشِم و بگوئيم که

 افسوس مان باد - افسوس مان باد


:: "October 21, 2008" :: م.پ.جاوید نظر (4)
   
سهم کم لاهيجانيها از مصوبات سفردوم رئيس جمهوری به گيلان
 

سهم لاهيجانيها از مصوبات دومين سفر رئيس جمهور به گيلان بسيار اندک و صدالبته بسيار نگران کننده است و البته اين از مسافرت فقط تنها يک عضو دولت (وزيرفرهنگ و ارشاد اسلامی) به لاهيجان قابل پيش بينی بود در حاليکه شهرهای لنگرود و رودسر شاهد حضور چندين وزير و معاونين وزراء و معاونين ريس جمهور بوده اند. هرچند بسياری از اين مصوبات ، به صورت کلی نگر و استانی هستند که شايد در آینده مشمول لاهيجان نيز شوند اما به نسبت مصوبات مشخص شده از 200 مصوبه ی اين سفربه نام شهرها، اين تعداد ، کمترين سهمی است که برای ما درنظر گرفته اند . به جهت اطلاع رسانی و قياس سهم لاهيجانيها و استان ، همه ی مصوبات را به صورت موضوعی لاهيجان و کلی استان در ادامه قرارداده ام

مصوبات اختصاصی برای شهرستان لاهيجان

در بخش صنعتی: مطالعه ایجاد منطقه ویژه اقتصادی در لاهیجان و آستارا و ارایه نتیجه به هیات دولت  - راه‌اندازی اداره استاندارد لاهیجان( شرق استان) - مطالعه و ایجاد شهرک‌های صنعتی در شهرستانهای صومعه سرا، لنگرود، لاهیجان، املش و ماسال و توسعه شهرک صنعتی رودسر در بخش راه سازی و عمران : مطالعه امکان سنجی چهارخطه کردن محور سیاهکل- بازکیاگوراب در بخش ساير موارد نيز  افزایش اعتبار آبرسانی به 12 شهرستان استان که احتمالن يکی هم لاهيجان باشد - تامين اعتبار برای احداث خط انتقال آبرسانی برای  روستاهای  حدفاصل لنگرود به لاهيجان  در بخش بیمارستانی:  احداث دی کلینک و پلی کلینیک در لاهیجان و بندرانزلی در بخش گردشگری و محيط زيست نيز اختصاص مبلغ 10 ميليارد ريال برای مرمت بناهای تاريخی شهرهای رشت و لاهيجان و آستانه ی اشرفيه
اين همه ی سمهم ما بود در ادامه ی اين مطلب متن کامل 200 مصوبه ی سفر دوم رئيس جمهور به گيلان را مطالعه نمائيد

ادامه "سهم کم لاهيجانيها از مصوبات سفردوم رئيس جمهوری به گيلان"

:: "October 19, 2008" :: م.پ.جاوید نظر (0)
   
اميدوارم و برايت آرزو ميکنم
 

از ويکتور هوگو : اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی، و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد  و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد  و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کني.برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی از جمله دوستان بد و ناپایدار،برخی نادوست، و برخی دوستدار که دست کم یکی در میانشان  بی تردید مورد اعتمادت باشد  چون زندگی بدین گونه است.

 برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی نه کم و نه زیاد، درست به اندازه، تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد، تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی  نه خیلی غیرضروری، تا در لحظات سخت  وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد 


  همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی  نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند  چون این کارِ ساده ای است،  بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند  و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.  و امیدوام اگر جوان كه هستی خیلی به تعجیل، رسیده نشوی  و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی  و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی  چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد  و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند

امیدوارم سگی را نوازش کنی  به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی  وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد  چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.

امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی  هرچند خُرد بوده باشد  و با روئیدنش همراه شوی  تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد
 همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی  نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند  چون این کارِ ساده ای است  بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند  و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی و امیدوام اگر جوان كه هستی  خیلی به تعجیل، رسیده نشوی  و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی  و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی  چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد  و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند
 
  و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی  و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی  که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
  باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید  اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد  دیگر چیزی ندارم برابت آرزو کنم


:: "October 18, 2008" :: م.پ.جاوید نظر (0)
   
گيلانی ها در افغانستان و پاکستان
 

از چندین سال پيش شنيدن عناوين برجستگان سياسی دو کشور پاکستان و افغانستان با اسماء گيلانی برایم هر چند جالب ولی ديگر عادی شده است . اخيراً نيز حتماً شنيده ايد که سيد یوسف رضا گيلانی به عنوان بيست و سومين نخست وزير کشور پاکستان انتخاب شده است .سید رضا گيلانی پیش از کسب این عنوان مقام ، ریاست مجلس این کشور را نيز برعهده داشت. گیلانی از طرف حزب مردم پاکستان کاندیدای کسب این عنوان بود .وی هم اکنون رهبری یک دولت ائتلافی را در اين کشور بر عهده دارد

گيلانی ها اما در افغانستان گويا تعددی بيشتر دارند . از شخصيتهای برجسته ی اين خاندان که از قوم پشتون هستند ، پير سيد اسحق گيلانی - سيد حامد گيلانی - پير سيد احمد گيلانی - فاطمه گيلانی و ... ميتوان ياد کرد .ارتباط نزديک خاندان گيلانی های افغانستان که از قوم پشتون هستند، با پاکستان و سازمان "آی اس آی" اين کشور ،که نقش مهمی در تحولات افغانستان دارد ، در شرایط فعلی اين خانواده را در موضع انفعالی با دولت کرزای قرار داده است . مخالفين اين خاندان بزرگ در افغانستان ، تأکيد بسيار بر مهاجر بودنشان از پاکستان دارند و اين را به عنوان يک پوئن منفی برای آنها و دليلی بر اثبات تهمت جاسوسی ِ سيداسحق گيلانی برای پاکستان ياد ميکنند

 
پيشنوندها ی پير ، سيد و نام گرامی فاطمه ، اثبات بر شيعه بودن خانواده ی بزرگ گيلانی ها در پاکستان و افغانستان دارد .نخست وزير فعلی پاکستان ، سيد یوسف رضا ، متعلق به يكي از خانوادهاي معروف جنوب پنجاب معروف به گيلاني است كه نسب آن به صوفي معروف قرن شانزدهم موسي پاك شهيد مي‌رسد.  اجداد رضا گيلاني به سيد عبدالقادر گيلاني موسس سلسله صوفيان قادريه مي‌رسد كه در قرن ‪ ۱۶‬ميلادي از بغداد به پاکستان مهاجرت كرده و ساكن مولتان شدند. افغانها هم قوياً اعتقاد دارند گه گيلانی های اين کشور مهاجرانی از پاکستان هستند و پاکستان نيز بريده ائی از هند بزرگ است .در افغانستان اما خانواده گيلانی ها از سده ی نوزد هم  وارد صحنه ی سياسی و مذهبی اين کشور شدند . خانواده گیلانی ها مشهور به پیر افندی ، یکی از خانواده های مشهور مذهبی است که در سده نوزدهم تعداد شان بیشتر ازچند نفر نبود ولی حالااین خانواده ، چنان بزرگ و گسترده و پُر نفوذ در افغانستان شده است که يک نويسنده ی افغان ميترسد که نکند آنها جای ساکنان اصلی ممکلتشان را بگیرند(!). او معتقد است که گسترش خانواده گيلانی در افغانستان سياست استعمار انگليس است که بخاطر نفوذ در جامعه سر بسته قبایلی،با استفاده از مذهب بحیث پیر و روحانی در میان مردم خصوصاً پشتون ها بنام، ملا، سید، حضرت بسیار بهره بردند


 اما اکنون پرسش اينجاست که آيا دارنده گان نام گيلانی در پاکستان وافغانستان ، ريشه از ديار گيلان ايران دارند .؟ پاسخ اين پرسش از نظرم ، "آری" ست و من در ادامه به وسع خود پلی خواهم زد به تاريخ شيعه خواهی شيعه گستری لاهيجانیها و گيلانيان و تأثير آنها در شبه قاره و اين شايد شروعی باشد برای تحقيقی گسترده از سوی دوستان محقق لاهيجی و گيلانی در اين زمينه و من به سهم خود شروعی اينگونه دارم  

پيشينه شيعه خواهی و شيعه گستری مردمان گيلان و لاهيجان و ديلمان برميگردد به قرن دوم هجری آن هنگام که سپاه تازيان و عرب هاي مسلمان بر تقريیاً تمامی سرزمين ايران به جز گيلان فائق آمده بودند . اعراب در دروازه های قزوين با بزرگترين مشکل خود روبرو بودند . مردان غيور ديلمی .  اکنون دوره ی خلافت  هارون الرشيد است . سپاه عرب از سد مردان مرد گيلانی و خصوصاً سرپيشنانی آنان دیلمانيان قيور يارای گذر ندارند . سپاه عرب متوقف شده است . هارون الرشيد مجبور به جعل حديثی ميشود به اين مضمون از پيامر که " هرکسی که در دروازه های قزوين به شهادت برسد با شهدای جنگ احد محشور ميشود " اما اين نيز کارساز نيست . اوج اختلاف و اختناق حکام اموی خصوصاً بر عليه علويان  است . آنگاه گيلان غير مسلمان با مردمان آزاده اش ميشود مأمن علويانی عربی که از دست هم کيشان اموی خود در حال گريزند و به ايشان پناه آورده اند . علويان  از هر دری خود را به گيلان ميرسانند . گيلان مأمن سادات علوی شده است و گيلانيان تنها قوم ايرانی هستند که نه با زور سپاه عرب بلکه با دل و جان ايمان مياورند به اسلام آن هم به دست سادات علوی و خاندان حضرت علی (ع). اسلام عزيز در دل وجان مردمان ديارمان نفوذ کرده است . اکنون سال 290 هجری قمری است .  مردم گيلان و ديلم ، كم كم به مذهب علويان روي آورده اند و در گسترش آن نيز بسيار کوشا هستند و پس از سالها ، سلسلة ديلميان در دوران فرمانروايي خود به بغداد لشگر كشيدند و برای اولين بار خليفة عباسي را شكست دادند

 
شيخ زاهد گيلانی تا پايان عمر خويش در گيلان زيست و طريقتش از طريق سلسله مراتب رهبران صوفيگری که شامل افرادی چون ابونجيب سهروردی و حسن بصری بود به امام علی و محمد پيامبر. او در گسترش مذهب شيعه و ارادتمندی بيشتر مردمان اين ديار به اين مذهب گرانمايه نقش داشت و بعدها تأثير بی شائبه و بدون انکارش بر شيخ صفی الدين اردبيلی (داما شيخ زاهد ) اين موضوع به اردبيل و آذربايجان نيز کشانده شد .لاهيجانيهای دل داده به مکتب علوی  در سال 705 ه.ق شهر خويش را به دست اولجايتو فتح شده ديدنه  و امير تيمور به آن لشكر كشيد. پس از تيمور، سيد امير بيك و اعقاب وي - از سادات كياني - بر شهرلاهيجان حكومت كردند . خاندان کيا در گيلان ، بنيانگذار اولين حکومت شيعی در ايران بودند و سالها در مناطق شمالی ايران حکومت کردند . حاکمان کيائی معروف به کارکيا از مذهب شيعه ی زيده بودند . شاه اسماعيل از شيراز به لاهيجان آمد و با حمايت امير علی کياء لاهيجانی توانست بنيانگذار حکومت صفويه در ايران و متعاقب آن رسمی شدن مذهب شيعه در ايران باشد  . و امروز با جرأت ميتوان ادعا کرد که گسترش شيعه در ايران و جهان به نوعی وامدار مردم لاهيجان است  .

 شاه اسماعيل از سال 899 هجري به بعد به مدت شش سال و نيم تحت حضانت کارکيا ميرزا علي، حاکم وقت لاهيجان که خود را از اعقاب امام علي(ع) مي دانست وشيعه بود، به سر برد. او شمس الدين لاهيجي يکي از علماي ديني سرزمين خود را به تربيت اسماعیل برگماشت. قاضي شمس الدين محمد گيلاني از علماي لاهيجان در قرن دهم هجري، متکفل تعاليم مذهبي اسماعيل به هنگام اقامت وي در لاهيجان بوده است. از او با عنوان قاضي ، معلم و صدر شاه اسماعيل ياد شده و در انتساب به مولدش به وي لاهيجي و گيلاني نيز اطلاق گرديده است. اهل تاريخ همگان وقوف دارند که تأثير شمس الدين لاهيجی بر او باعث گرديدکه اسماعيل در همین سالهاى خردسالى در دستگاه کارکیا  ، به تدریج از اعتقاد غلط که وى را مظهر الهى تلقى مى‏کردند فاصله گرفت در اين مدت تحت نظر و مراقبت كاركيا ميرزا علي با خواندن و نوشتن و تعليم قرآن و فنون سواري و تير اندازي آشنا شد افزون بر این، زیر نظر هفت تن از اعیان صوفى لاهیجان فنون رزم آموخت اما. با در نظر گرفتن استقبال مردم از دعوت نوربخش و انديشه ظهور مهدي(عج) و فساد اوضاع که اذهان را انباشته بود. جنبش اسماعيل پس از کوششهاي گذشتگانش به مثابه حرکت نهايي شيعيان رخ داد و چنان توفيق بارزي يافت که تمامي شرق اسلامي را تکان داد. شاه اسماعيل توانست تمام ايران را زير پرچم خود در آورد و نزديک بود حتي آسياي صغير را ضميمه متصرفات خود سازد. اين جنبش بيشتر سياسي بود تا مذهبي و صوفيانه، وليکن نمونه جالبي بود از بهترين روش دست يافتن به قدرت به شيوه ايراني، که به عنوان يک نمونه بارز بيانگر کليه جنبشهاي ايراني بر ضد تازيان و بيگانگان ديگر است و به روشني نشان ميدهد که داعيه داران ايراني فقط از طريق تصوف و ولايت ميتوانستند اذهان مردم را متوجه خود سازند.


اينها همه از نقش گيلانيان و خصوصا لاهيجانيها درايران بود و اکنون حضور گيلانيان شيعه گستر در شبه قاره ی هند که مطالعه تاريخ زندگی حزين لاهيجی کاملا روشن کننده ی سابقه ی حضور لاهيجانيها و گيلانيان در شبه قاره ی هند است . شاعر بيت ِمعروف " ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد/ در دام مانده باشد صیاد رفته باشد" محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حَزین و معروف به شیخ علی حزين از نوادگان شيخ زاهد گيلانی است.حزين لاهیجی در سال ۱۱۴۶ق به هند رفت و در سال ۱۱۸۱ق در حدود هفتاد و هشت سالگی در بنارس درگذشت و در همان شهر دفن شد.حزين لاهیجی از ترس نادرشاه که دشمنی عجيبی با شيعيان داشت به هندوستان رفت و تا پایان عمر در هند زندگی کرد. سکونت محمدعلی حزين لاهیجی در نوزده سال آخر زندگی خود در بنارس که تحت حکومت نواب شيعه بود جالب است .تشکيل اولین حکومت شیعی بر مبنای ولایت فقیه در جنوب هند و با پیشوایی امیر مومن استرآبادی و با پادشاهی سلطان محمد قلی قدف شاه به رسمیت و مشروعیت دست یافت . حضورحزين و درسهای او در ترویج و اشاعة تشیع در آن سامان نقش بسیار مهمی داشت


لاهيجان و گيلان و ديلمان به لطف شيخ زاهد گيلانی و شجاعت مردمان گيل و ديلم پيشگام شيعه گستری و شيعه خواهی ايرانيان در جهان است و به نوعی ميتوان گسترش مذهب شيعه در ايران و جهان را از مديون تلاشهای تاريخ اين مردمان  بزرگ تازيخ ساز دانست  . اکنون شيعه در شبه قاره هند به نام گيلانيان شناخته ميشود و گيلانی های پاکستان و سپس مهاجرين شان به افغانستان بازمانده گان آن قوم بزرگ شيعه گستر گيلانیند که به نظر ميرسد از ريشه ی اصلی خود گيلان ايران جدا مانده اند و شايد بسياری از آنها خبری از گيلان ما نداشته باشند .

 اکنون بر مقامات فرهنگی و سياسی استان است تا حداقل با تشکيل گروهی از محققين استان به اين موضوع بپردازند و با تحقيق بيشتر به نتايج عملی و علمی دقيق در اين زمينه دست يابيم و حداقل در سفر قريب الوقوع نخست وزير پاکستان به ايران به همين مناسبت دعوتی از او به گيلان نيز بعمل آيد . 


:: "October 12, 2008" :: م.پ.جاوید نظر (5)
   
رفتن را گريزی نيست ، ماندن گنديدن است
 

    گاهی دلم برای خودم تنگ می شود و آنوقت این جمله هزار هزار بار در ذهنم تکرار می گردد." برای بيشتر ماندن ، گاهی بايد زودتر رفت". و آنگاه هر چه ميخواهم که برود و بگذارد آرام گیرم در فراموشیِ خود خواسته ام رهایم نمی کند انگار! آرامتر شده ام اینروزها و نزدیکتر به تسلیم همیشگی. اما انگار دلم برای آرامش خسته است .می دانم ! 

روزی که آرامش بیاید، کاش مانده باشد چیزی از آن خودی که گاهی دلم برایش تنگ می شود.  توانی ناگزیر در گامهایم احساس میکنم...راه میافتم.. رفتن را گریزی نیست.وماندن گندیدن است.به کجا میروم.خوب نمیدانم.اما باید رفت .

خدایا کاش بدانی که چقد ر محتاج بودنت هستم.کاش بدانی که چقدر بی توماندن دشوار است.کاش بخوانیم..کاش برای با تو بودن به دنبال سجاده و تسبیح نباشم.کاش بدانی که چون کو دکی حمایتت را میطلبم از دست آنها که ...ا


:: "October 8, 2008" :: م.پ.جاوید نظر (0)
   
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد
 

ديروز بهمن کنعانی  با سخنرانی زيبای پايانی خود که مرا به ياد سخنرانی های نديمی انداخته بود و با قدردانی از او و توانمنديهايش ، در جلسه ی توديع و معارفه ، از بخشداری لاهيجان خداحافظی کرد ، هنگامی که در انتها با ذکر خاطره ائی از شهيد کريمی  گفت . خدا را شکر - خدا را شکر و خدا را شکر از اينکه  توانستم قسمتی از بار مردم را به دوش کشم و امروز اين بار را بر دوش برادر ايمانی ديگرم قرار دادند

و امروز زمزمه های فراوانی بود برای ديگرانی از جنس ما و نيز من حتی . و اين شعر که نميدانم از کيست شده  وِرد زبانم و با خود زمزمه ميکنم مرتب  

زندگی صحنه ی يکتای هنرمندی ماست  

 هرکسی نغمه ی خواند و از صحنه رود

 صحنه پيوسته بجاست 

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد 


:: "October 5, 2008" :: م.پ.جاوید نظر (0)
   
از مديريت تا رهبری - نقد يک کتاب
 

من چند وقتی است که دوره ی کارشناسی ارشدم را در رشته ی مديريت اجرائی ( MBA )ميخوانم . در غالب يک کار دانشجوئی نقدی نوشته ام بر کتاب" از مديريت تا رهبری". از گذاشتن اين نوشته در اينجا هم سه نيت دارم . اول معرفی اين کتاب مفيد برای مطالعه ی همه ی مديران اجرائی - دوم معرفی و ارج گذاری مجدد به استاد گرانقدر جناب دکتر ايران نژاد پاريزی که من او را پدرعاشق علم مديريت ايران ناميده ام و سوم اعتقادم به اين نکته که هر کس هرچه ميداند بايد بر صفحات وب بگذارد تا شايد به به لطف جستجوگرهای اينترنتی که من آن را معجزه ائی در دنیای وب ميدانم به کارانسانی ديگر آيد و اين شايد يکی از انحاء پرداخت زکات علم در دوره ی ما باشد 

(FROM MANEGEMENT TO LEADERSHIP)-( Miller,Lawrence M-1996 )-(Mehdi Iran-Nejad Parizi،Ph.D) 

نگاه کلی

کتاب ِ " از مديريت تا رهبری " اثری از " لارنس . ام ميلر" است . " از مديريت تا رهبری " در سال 1996 ميلادی نوشته شده و در سال 1381شمسی در یکصد و سيزده صفحه ( 113 ) توسط دکتر مهدي ايران نژاد پاريزی ترجمه و توسط نشر مديران در ايران چاپ شده است . ترجمه ی اين کتاب شامل يک مقدمه از مترجم ، پيامی از ناشر و دارای هفت فصل ، پی نوشت ، معادل فارسی واژه ها و عبارات انگليسی ، فهرست اعلام و معرفی ديگر آثار مترجم است . من ام ميلر را نميشناسم و نميدانم مولف چند کتابِ مديريتی است . نميدانم اکنون کجاست و به چه کاری و محتوای کتابش ، لحاظ تجربه ی کدام سازمانهاست . برای شناختش بهترين ابزاری را که سراغ دارم اينترنت و جستجوگرهایش (که من آن را معجزه ائی در وب ميدانم ،) است ولی اين بار نيز بزرگترين ضعفم رخ مينماياند . نادانائیم در زبان انگليسی و اين بهانه ائی مجدد ميدهد به من شايد برای شروع تحصيل مجددش. پس در نقد کتاب بدعتی نو ميگذارم و به جای مولف ، مترجمش را معرفی ميکنم ، " مهدی ايران نژاد پاريزی " را . دکتر ايران نژاد پاريزی نويسنده و مترجم کتابهای بسياری است در مديريت و از قضا بيشترين خدماتش در حوزه ی بهبود روشهای مديريت ، در سازمانی که من متعلق به آنم اثرگذار شده است . وزارت نيرو اکنون مفتخر به داشتن موسسه ی آموزش مديريت کرج است و اين افتخار نصيب اين استاد گرامیست به عنوان يکی از بنيانگذارنش ، جائی که او در هنگام شروع  قصد داشت و اکنون نيز در تلاش است ، تا آن را به آرمان پايگاه علم مديريت ايران مبدل کند .من به همه ی اساتيد علم مديريتِ ايران احترام ميگذارم و صد البته نظر دانش آموختگانش را نيز گرامی ميدارم . بسياری دکتر دکتر مهدی الوانی را  پدر علمِ مديريت ايران مينامند اما من به اين باور و درک رسيده ام که دکتر ايران نژاد پدرعاشق علم مديريت ايران است . او عاشقانه تدريس ميکند و همه ی گفتارش به واقع برايش باور شده است و لاجرم برای دانشجويانش ، باور ميشود و اين از نگاه من رازِ موفقيت اين مرد بزرگ است

ادامه "از مديريت تا رهبری - نقد يک کتاب"

:: "October 3, 2008" :: م.پ.جاوید نظر (0)
   
فطر و لذت باران
 

 .رمضان کريم در باطن خود در پی بازگردان آدمی به دين فطری و توحيد است ، پس عيد فطر عيد رجوع به توحيد است . خداوندا به حق يا الله گويان اسحار و افطار رمضان، برکات اشکار و مستتراين ماه را تا هنگامي که زنده‌ايم، در دل و جانمان جاري کم و توفيق درک و تجربه گاه گاه شوق و شور معنوي رمضان را از ما دريغ مدار و اندوخته‌هاي رمضان را سرمايه بصيرت ما قرار بده.عيدتان مبارک 

  اولين و آشکارترين رحمت رمضان امسال ، باران بود برايمان که با خود آورد . امروز ديگر رمضان رفت ، اما باران رحمتش همچنان ميبارد بر ما .من لذت باران را با هيچ چيز ديگری در دنيا معاوضه نميکنم ، اما نگرانم ، نگرانم با اين بی تدبيری که ما را دردفع آبهای سطحی شهراست چند سالی ديگر اين را هم از دست بدهم به مانند لذت برف که اکنون با هر بار بارديدنش همه  گرفتارش ميشويم 


:: "October 1, 2008" :: م.پ.جاوید نظر (0)
   
برای فاضلاب لاهيجان - به بهانه ی مصاحبه ی سخنگوی شورای شهر
 

 برادر گرامي جناب آقای مهدی شمس ، سخنگوی محترم شورای اسلامی شهر لاهيجان

چند روز پيش و به تبع عادت ِ اين روزهايم برای خبريابی در ارتباط با موضوعی خاص ،آنگاه که با سرچ واژه ی " لاهيجان " در جستجوگر گوگل ، دلخوش کرده بودم برای رسيدن به خبری خوش ، به تيتر خبری رسيدم در چند خبرگزاری مختلف از قول جنابعالی به عنوان سخنگوی محترم شورای شهر لاهيجان با اين عنوان که " مردم از عملکرد متوليان فاضلاب در  لاهيجان ناراضيند ". به روال اکثر مواقع قصدی برای نوشتن جوابيه نداشتم چه که باور دارم درگيرکردن افکارمان در پاسخ به اين نقلها و قولها ، کمکی نميتواند باشد برای حل مشکلات مردم اين شهر و فقط وفقط وقت از ما ميگيرد برای تحقق اهداف اصلی مان . اما همزمان شما را به خوبی ميشناسم و  از دل پرسوز شما در باب معضلات شهری لاهيجان نيز با خبرم و به صداقت گفتارتان به مانند همه ی اعضای محترم ديگر شورا ، ايمان دارم ، پس به همين واسطه احساس تکليف ميکنم تا در ادامه ، برای گره گشائی اين مشکل و به اميدِ حل آن ،که مطمئناً وجود رويه ی مشترک بين سه نهاد شهرداری و شورا و آبفا را طلب دارد، مواردی را بازگو کنم و دستان خواهشم را برای کمک به سوی  نهاد محترم شورا و همه ی مسئولان شهری لاهيجان دراز کنم تا انشاء ا..

  "دست در دست هم  دهيم به مهر، لاهيجان خويش را کنيم آباد"

متن کامل اين مطلب فنی را در ادامه بخوانيد

ادامه "برای فاضلاب لاهيجان - به بهانه ی مصاحبه ی سخنگوی شورای شهر"

:: "September 26, 2008" :: م.پ.جاوید نظر (1)